شیوه اصفهانی
به شیوه ی معماری دورهی صفویه، سبک اصفهانی اطلاق می شود. چون اولین بنا در شهرهای اصفهان ساخته شده و به سبک اصفهانی معروف است. دورهی حکومت شاه عباس را عصر طلایی سبک اصفهانی میدانند.
این شیوه از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م شروع شد و در دورة شاه عباس صفوی (سال ۹۹۶- ۱۰۳۸ق/۱۵۸۸-۱۶۲۹م) به مرحلة کمال خود رسید و پس از آن به تدریج سیر زوال را طى کرد. شیوه اصفهانى با بهرهگیری از پشتوانههای تاریخى سازهای و آمودیِ (تزیینى) شیوههای پیشین به مختصات و ممیزات خاص خود رسید. اینگونه بهرهگیری، از ویژگیهای فن و هنر معماری ایرانى است و همواره سبب تداوم سنتى آن شده است.
برخى از پژوهشگران تجارب معماران آذربایجانى و دست آوردهای شیوة آذری را مقدمة پیدایش شیوة اصفهانى مىدانند که پس از گذر از مناطقى چون یزد، کاشان، قزوین وری در اصفهان کامل شده است. آنان بناهایى چون مسجدشاه ولى تفت، کاروانسرای مجاور مسجد میدان کاشان، مسجد کبود تبریز، و کاخها و باغهای احداث شده در نخستین سالهای حکومت صفوی در قزوین را متأثر از شیوه آذری، و آغاز پیدایش شیوة اصفهانى مىشمارند.
شیوه اصفهانى تا پایان دورة صفوی بى کم و کاست در اصفهان متجلى است. در دورة زندیه نیز این شیوه دستمایة معماران بود و با تغییراتى نهچندان کلى اجرا مىشد. پیرنیا ادامة آن را تا اواخر دورة محمدشاه قاجار مىداند و اضافه مىکند که پس از آن تا پایان عصر قاجاریه شیوة انحطاط پذیرفتة اصفهانى کم و بیش رواج داشته است و علت این انحطاط را تاثیر معماری غرب و روسیه بر معماری ایران میداند .
میدان نقش جهان
شیوه ی اصفهانى را با جلوههای خاص آن در بارورترین مقطع دوران صفوی (عصر شاه عباس اول) مىتوان با این عناصر بازشناخت:
۱٫ شهرسازی،
۲٫ ساخت و سازه،
۳٫ آمودها (تزیینات یا الحاقات غیرسازهای)
شهرسازی:
در اصفهان دورة صفوی براساس سنت دیرینة شهرسازی ایران و با بهرهگیری از تجارب کشورهای اروپایى، مجموعهای از کاخها، کوشکها، بازارها، مسجدهای بزرگ، مدرسهها، کاروانسراها و باراندازها در پیرامون میدان وسیع مرکزی (میدان چوگان) و در کنار خیابان چهار باغ، و نیز پلهایى استوار بر زاینده رود طبق طرح و نقشة سنجیدهای ایجاد شد. این نوسازی و نوآوری گسترده در دورهای کوتاه در سایة امنیت اجتماعى و قدرت دولت متمرکز و امکانات وسیع مالى خزانة ملى و آمادگى فنى – هنری استادکاران برجستة ایرانى امکانپذیر بود. پوپ تصریح مىکند که در این دوره نقشهکشى و طراحى حائز اهمیت بوده.
پدیدة شکوهمند شهرسازی و مجموعه بناهای فاخر اصفهان، گذشته از روحیة آبادگر و استعداد و ذوق هنری شخص شاه عباس زاییده دوره تاریخى و تحولات جهانى بود. برخى عامل ارتباطات پدید آمده بین ایران و دیگر کشورهای اروپایى و آسیایى را نیز در آن مؤثر مىدانند، اما آنچه انکارناپذیر مىنماید، این است که این شکوفایى به سبب نداشتن پایههای فرهنگى استوار، با مرگ شاه عباس رو به انحطاط نهاد . عظمت شهر های کشور های قدرتمند اروپایی که با ایران رابطه دیپلماسی برقرار کرده بودند و به خصوص جاذبه های مجموعه آثار وابسته به دربار عثمانی به عنوان رقیب امپراطوری صفوی و نیز رهایی از حکومت قبیله ای دوره تیموری و تشکیل امپراطوری متمرکز و نیز بروز نهضت ایرانخواهی و عظمت گرایی در طراحی شهری اصفهان بوده است.
ساخت و سازه:
الف)ایوان فضای احیاء شده :
در شیوه اصفهانى از ایوان نه تنها به صورت فضایى در حد فاصل بیرونى و درونى بنا چونان شیوههای پیش از آن استفاده شد، بلکه این پدیده به صورت نماسازی در منظر عمومى شهر جایگاه ویژهای یافت؛ مثلاً تکرار ایوانها در بناهای دور میدان نقش جهان به منظر ایوان، نظمى یکدست و تازه بخشید. همزمان با دورة عباسى و بعد از آن ایوانسازی به شیوة اصفهانى در بناهای معتبر و میدانهای بزرگ شهرهای ایران از جمله کرمان رواج یافت.
کاخ عالی قاپو
ب ) تغییرات در پلانها (ته رنگها):
در شیوة اصفهانى ته رنگ بناها نسبت به شیوههای قبل سادگى بیشتری دارند. در بیشتر بناها حتىالامکان کل ته رنگ در شکلى چهار گوش یا چند ضلعى خلاصه شده است و در آنها کمتر طراحى آزاد دیده مىشود، مگر در بخشهایى که ناچار به تغییر محور بودهاند، مثل وضع قرار گرفتن مسجد امام اصفهان نسبت به میدان نقش جهان؛ با این همه، خود مسجد در مجموع ته رنگى چهارگوش دارد
عوامل بنیادین ساده گرایی در خود شیوه اصفهانی نهفته است . این شیوه در حیطه نظام متحول جهانداری اوایل دوره صفوی که از سنت جهانداری مغولی فاصله می گرفت و داعیه نو پردازی داشت قوام یافته و به یاری کمال شناختی و زیبا شناختی برخاسته از تحول به نوعی سادگی متناسب با خطوط روشن اهداف سیاسی اجتماعی دست یافت. در دوره شاه عباس اماکن عمومی مانند بازارها ، گذرها ، قهوه خانه ها پیوسته به مجموعه کاخ ها ، فاصله بعید میان مردم و اشراف درباری را تعدیل می بخشید و پای آن را تا حدی که نظم و محدودیت درباری اجازه می داده است به اماکن عمومی باز می کند .
ج) تغییراتدر پوششها و جایگذاریپایهها و دیوارها:
پژوهشگران رواج طاقهای منحنى و گنبدهای ایرانى را مربوط به دوران ساسانى مىدانند که به مثابه ی یکى از عناصر مهم و اساسى معماری بهدورة اسلامى می رسد.
در دورة ساسانى برای اجرای طاقها قالب نمىبستند و آنها را با روشهای ضربى و رومى و یا با آمیزهای از آن دو مىزدند که در دورة اسلامى نیز همین روش به کار رفته است. در اجرای گنبدها در دورة ساسانى از چفدِ استفاده مىکردند که بسیار مقاوم بود. ولى در دورة اسلامى برای دستیابى به ارتفاع کمتر در طاقها و گنبدها از چفدهای جناغى که از تقاطع دو بیضى پدید مىآید، استفاده کردند. به تدریج در معماری اسلامى انواع چفدهای جناغى با توجه به وسعت دهانه و میزان باری که روی طاق مىآمد، در پوششها به کار گرفته شد.
مقاومترین چفدی که از آن در پوشش دهانههای بزرگ – مانند پیشان مسجدها – استفاده مىشد، چفد چمانه بود که خیزی بیش از نصف دهانه داشت ، اما در شیوة اصفهانى گاه این نظم دیرین که بر مبنای اصول ایستایى استوار است، نادیده گرفته شده، و به جای آن از چفد «پنج او هفت تند» که نسبت به چفد چمانه قدرت باربری کمتری دارد، به کار رفته است و گاه در پوشش دهانههای وسیع به جای استفاده از چفدهای باربر، چفدهای غیرباربر و آمودی چون «پنج او هفت کند یا کفته» اجرا گردیده که به رانش دیوارها و شکست طاق منجر شده است. این اشتباه در پوشش بازارهای گنجعلىخان کرمان و باغشاه فین کاشان شکست و ریزش طاقها را در پى داشته است.عدول از اصول ایستایى تنها به همین جا خاتمه نیافته، گاه در بعضى از ساختمانهای مهم و کلاسیک دیوارهای باربر یا ستون در طبقة بالایى یک بنا، به جای آنکه در امتداد دیوار باربر یا ستون طبقة زیرین ادامه یافته باشد، مستقیماً روی تیزة پوشش طبقة زیرین قرار گرفته است. گرچه تیزة طاق نسبت به سایر قسمتهای آن مقاومت بیشتری دارد، اما با همة مهارت در اجرا باید آنرا عدول از اصول منطقى معماری دانست. نمونة این اشتباه در کاخ – موزة چهل ستون و هشت بهشت اصفهان با بررسى نقشههای طبقة همکف و اول و تطبیق آن دو بر روی هم قابل رؤیت است پیرنیا گرچه این ایرادها را مىشناسد و از آنها به عنوان ضعف اساسى این شیوه یاد مىکند، نهایتاً آنها را معلول بىپروایى و بىباکى معماران آن دوره مىداند
گرچه بىپرواییهای چند معمار در چند منطقه را در یک دورة تاریخى نمىتوان ضعف شیوة معماری آن دوره به حساب آورد، ولى چون این پدیدهها در بناهای کلاسیک و مهم این دوره در اوج شکوفایى این شیوه رخ مىدهند، به هر صورت درخور توجهند. در شیوة اصفهانى گوشهسازی زیرگنبدها سادهتر مىشود. بهترین نمونة آن در مسجد شیخ لطفالله قابل مشاهده است.
نمای داخلی کاخ عالی قااپو
د ) گنبدها :
گنبدسازی در شیوة اصفهانى از لحاظ ساخت و ساز تغییر چندانى نمىکند. گذشته از سادهتر شدن گوشههای زیر گنبد، ساقة گنبد نسبت به «اربانه» (= گریو کوتاه) در گنبدهای شیوة آذری کشیدهتر مىشود و به صورت «گریو» (= گردن) درمىآید که غرض عمدة آن عظمت بخشیدن بیشتر به بنا و استفاده از نور بیشتر برای داخل فضاست به پیروی از همین شیوه و ترکیب و همخوانى با گنبد، گلدستههای مساجد نیز سادهتر، ظریفتر و باریکتر از گلدستههای قدیم مىشوند. گنبدها و گلدستههای مسجد امام و مسجد شیخ لطفالله با مساجد مربوط به شیوههای پیشین از این حیث قابل مقایسهاند.
آمودها (تزیینات یا الحاقات غیرسازهای( :
در شیوة معماری اصفهانى آمودها با الهام گرفتن از کم و کیف رستاخیز هنری، و به مقتضای ساختار کالبدی بناها به طرزی نو اجرا مىشوند:
الف – کاشى هفت رنگ:
کاشى هفت رنگ از ابداعات دورة عباسى است که پس از یک دورة طولانى معرقکاری در معماری ایرانى در بناهای کلاسیک اصفهان به کار مىرود. صفحات منقوش و بههم پیوستة کاشیهای نما و تَرْکهای نگارهدار گنبدها، با رنگهای بدیع و گل و بوتههای استیلیزه شده و نقشهای اسلیمى و هندسى آذین مىشوند.
کاشیهای هفت رنگ از لحاظ دوام نسبت به کاشى معرق عمر کوتاهتری دارند، اما ترکیب نقوش و رنگ آنها از جلوههای زیباشناختى و نیز از مختصات شیوة معماری – هنری اصفهانى است که همزمان با دورة عباسى و پس از آن در بسیاری از بناهای کلاسیک ایران به کار گرفته شده است.
گدار که کاشیهای این دوره را به خوبى مىشناسد، مىگوید: این نوع کاشى دوام و ارزش کاشى معرق را ندارد، اما چون نظر بر این بوده که منظر عمومى بنا آبى باشد، کاشى هفت رنگ بیشتر مطلوب بوده است. وی مىافزاید: در سطح خارجى گنبدها که نیاز به دوام بیشتر در جهت تقابل با عوامل جوی دارد، از این نوع کاشى استفاده نشده است.
کاشیکاری درون مسجد شیخ لطفالله
ب – رنگ:
رنگهای به کار رفته در پوششها و آمودهای بناها یکى از ملاکهای شناخت دورة تاریخى آثار، و نیز یکى از عناصر ارزیابى ذوق و پسند کلاسیک و عمومى اهل فن و هنر و عامه در هر دورة تاریخى است. در آثار قوام یافته با شیوة اصفهانى رنگهای مسلط آبى، فیروزهای، لاجوردی، سفید شیری، نخودی پخته و طلایى است.
پس از شاه عباس جلوة کلى بنا که آبى رنگ بود، تغییر یافت؛ حتى در زمان شاه سلیمان طرحها غالباً ناهماهنگ شد و رنگهای قرمز و زرد و نوعى نارنجى زشت جای بیشتری گرفت. گرچه در اواخر دورة صفوی برای بازگشت به هنر دورة عباسى کوششهایى شد و آخرین بنای مشهور این دوره «مدرسة مادرشاه» نمونة عالى رجعت به معماری و هنر دورة عباسى است،
با اینهمه، انحطاط قطعى آغاز شده بود .
ج – نقش بر دیوار:
از مختصات هنری دورة عباسى احیای نقش بر دیوار است که با فضاسازی و مکان گزینى شیوة معماری اصفهانى، تجدید حیات آن ممکن شد. نقشهای روایتى بر دیوار کاخ چهل ستون و نقشهای نفیس تزیینى بر دیوار کاخهای صفوی هر یک نمونهای ارزشمند از هنر متحول نگارگری ایران در آن دوره است.
عموم محققان از این بخش از هنر آمودی این دوره بهسادگى گذشتهاند و اگر از اشارات پوپ و برخى دیگر بگذریم، هیچ نشانهای از تأمل و مطالعه در این هنر احیا شده در شیوة اصفهانى نمىبینیم
د – نورپردازی:
تنظیم نور با توجه به جهت تابش آفتاب و رعایت سنت درونگرایى در بناهای ایرانى صورت گرفته است. دور گردن بلند گنبدها نورگیرهایى تعبیه شده است که هم سنگینى نما را متعادل مىکند و هم نور کافى و غیرمستقیم به داخل مىدهد. نور گیرها در بسیاری از بناها به صورت گلجام است. در نمای خانهها برای هدایت نور غیرمستقیم به درون و جلوگیری از اشراف خارج به حریم خانه، از شبکههای چوبى یا شبکههای آجری «فخر و مدین» استفاده شده است. پوپ مىنویسد: نورپردازی یکى از ویژگیهای چشمگیر مسجد شیخ لطفاللهاست. وی به پنجرههای مشبک در ساقة گنبد توجه دارد که شامل نقشهای زیبای اسلیمى است.
سقف عمارت هشتبهشت
ه – آینهکاری و گچبری:
آینهکاری در تالارها و طاق سردرها از آمودهای ابداعى شیوه اصفهانى است که با طرحهای متنوع اجرا شده است. گچ تراش یا گچ معرق نیز از یادگارهای معماری اصفهانى است که در برخى از بناهای حوزة مرکزی ایران مورداستفاده قرار گرفته است. از نمونههای بر جای مانده مىتوان مسجد میدان ساوه، محراب زیر گنبد مسجد جامع ساوه و کتیبة ایوان اصلى مشهد اردهال کاشان را نام برد .
و – آجرچینى و آمودهای چوبى:
در این دوره در نماسازی با آجر، برای زیبایى بیشتر استفاده از آجر تیشهداری شده و آب ساب معمول شد. اینگونه آجرکاری گرچه نسبت به شیوههای پیشین جلوة بیشتری داشت، ولى از دوام آن مىکاست. پیرنیا به این نوع آجرچینى اشاره مىکند و به مقایسة آن با آجر آب مال و پیش بر متعلق به شیوههای پیشین مىپردازد و نظر به بىدوامى آجر تیشهداری آن را از ضعفهای این شیوه مىشمارد . استفاده از قوارهبری (برش چوب بهصورت منحنى) نیز در این دوره معمول شد و تنوع و تازگى آن موجب شد که گاه برش آجر نیز در استفادة تزیینى به صورت قوارهبری صورت گیرد. قوارهبری در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان رواج یافت و پس از یک دوره رکود مجدداً رونق گرفت.نمونة قوارهبری در خانههای قدیمى واقع در جلفای اصفهان قابل بررسى است.تزیینات چوبى نهتنها در درها به صورت کندهکاری و طراحى، بلکه در پوشش داخلى سقفها بااستفاده از انواع قاببندیها و پوشش چوبى ستونها با اشکال تازه به کار گرفته شد. محققان غربى کمترین اشارهای به نوع آجرچینى با قوارهبری ندارند و برخى از آنها تنها زیبایى تزیینات چوبى را ستودهاند .
بطور کلی ویژگی های سبک اصفهانی (تزئینیترین سبک معماری ایرانی) این چنین است:
۱- پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
۲- پلان ایوانی
۳- مصالح مرغوب و بادوام
۴- در تزئینات بناها از کاشی خشتی، هفترنگ، مقرنس کاری، یزدیبندی، کاربندی یا رسمیبندی استفاده شده است.
بناهای سبک اصفهانی:
۱- کاخ چهلستون در قزوین
۲- کاخ عالیقاپو در قزوین
۳- کاخ صفیآباد در بهشهر مازندران
۴- مسجد هارون ولایت در اصفهان
۵- مسجد علی در اصفهان
۶- مسجد جامع ساوه
۷- میدان نقش جهان
۸- کاخ چهلستون در اصفهان
۹- کاخ هشت بهشت در اصفهان
۱۰- مدرسهی چهار باغ اصفهان یا مدرسهی مادرشاه
۱۱- مسجد حکیم اصفهان
۱۲- تالار اشرف در اصفهان
۱۳- مجموعهی گنجعلی خان در کرمان
۱۴- پل الله وردی خان (سی و سه پل)
۱۵- پل خواجه در اصفهان
۱۶- پل رودخانهی کوی
۱۷- باغ فین کاشان
۱۸- کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه
۱۹- کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده
۲۰- کاروانسرای امینآباد در شیراز – آباده
۲۱- کاروانسرای دهبید در شیراز
۲۲- کاروانسرای زینالدین در یزد – کرمان
۲۳- کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز
۲۴- کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)
۲۵- کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)
۲۶- کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)
۲۷- کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)
۲۸- کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)
۲۹- کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)
۳۰- کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)
۳۱- کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم
۳۲- کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)
۳۳- کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان
0- کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان
این شیوه از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م شروع شد و در دورة شاه عباس صفوی (سال ۹۹۶- ۱۰۳۸ق/۱۵۸۸-۱۶۲۹م) به مرحلة کمال خود رسید و پس از آن به تدریج سیر زوال را طى کرد. شیوه اصفهانى با بهرهگیری از پشتوانههای تاریخى سازهای و آمودیِ (تزیینى) شیوههای پیشین به مختصات و ممیزات خاص خود رسید. اینگونه بهرهگیری، از ویژگیهای فن و هنر معماری ایرانى است و همواره سبب تداوم سنتى آن شده است.
برخى از پژوهشگران تجارب معماران آذربایجانى و دست آوردهای شیوة آذری را مقدمة پیدایش شیوة اصفهانى مىدانند که پس از گذر از مناطقى چون یزد، کاشان، قزوین وری در اصفهان کامل شده است. آنان بناهایى چون مسجدشاه ولى تفت، کاروانسرای مجاور مسجد میدان کاشان، مسجد کبود تبریز، و کاخها و باغهای احداث شده در نخستین سالهای حکومت صفوی در قزوین را متأثر از شیوه آذری، و آغاز پیدایش شیوة اصفهانى مىشمارند.
شیوه اصفهانى تا پایان دورة صفوی بى کم و کاست در اصفهان متجلى است. در دورة زندیه نیز این شیوه دستمایة معماران بود و با تغییراتى نهچندان کلى اجرا مىشد. پیرنیا ادامة آن را تا اواخر دورة محمدشاه قاجار مىداند و اضافه مىکند که پس از آن تا پایان عصر قاجاریه شیوة انحطاط پذیرفتة اصفهانى کم و بیش رواج داشته است و علت این انحطاط را تاثیر معماری غرب و روسیه بر معماری ایران میداند .
میدان نقش جهان
شیوه ی اصفهانى را با جلوههای خاص آن در بارورترین مقطع دوران صفوی (عصر شاه عباس اول) مىتوان با این عناصر بازشناخت:
۱٫ شهرسازی،
۲٫ ساخت و سازه،
۳٫ آمودها (تزیینات یا الحاقات غیرسازهای)
شهرسازی:
در اصفهان دورة صفوی براساس سنت دیرینة شهرسازی ایران و با بهرهگیری از تجارب کشورهای اروپایى، مجموعهای از کاخها، کوشکها، بازارها، مسجدهای بزرگ، مدرسهها، کاروانسراها و باراندازها در پیرامون میدان وسیع مرکزی (میدان چوگان) و در کنار خیابان چهار باغ، و نیز پلهایى استوار بر زاینده رود طبق طرح و نقشة سنجیدهای ایجاد شد. این نوسازی و نوآوری گسترده در دورهای کوتاه در سایة امنیت اجتماعى و قدرت دولت متمرکز و امکانات وسیع مالى خزانة ملى و آمادگى فنى – هنری استادکاران برجستة ایرانى امکانپذیر بود. پوپ تصریح مىکند که در این دوره نقشهکشى و طراحى حائز اهمیت بوده.
پدیدة شکوهمند شهرسازی و مجموعه بناهای فاخر اصفهان، گذشته از روحیة آبادگر و استعداد و ذوق هنری شخص شاه عباس زاییده دوره تاریخى و تحولات جهانى بود. برخى عامل ارتباطات پدید آمده بین ایران و دیگر کشورهای اروپایى و آسیایى را نیز در آن مؤثر مىدانند، اما آنچه انکارناپذیر مىنماید، این است که این شکوفایى به سبب نداشتن پایههای فرهنگى استوار، با مرگ شاه عباس رو به انحطاط نهاد . عظمت شهر های کشور های قدرتمند اروپایی که با ایران رابطه دیپلماسی برقرار کرده بودند و به خصوص جاذبه های مجموعه آثار وابسته به دربار عثمانی به عنوان رقیب امپراطوری صفوی و نیز رهایی از حکومت قبیله ای دوره تیموری و تشکیل امپراطوری متمرکز و نیز بروز نهضت ایرانخواهی و عظمت گرایی در طراحی شهری اصفهان بوده است.
ساخت و سازه:
الف)ایوان فضای احیاء شده :
در شیوه اصفهانى از ایوان نه تنها به صورت فضایى در حد فاصل بیرونى و درونى بنا چونان شیوههای پیش از آن استفاده شد، بلکه این پدیده به صورت نماسازی در منظر عمومى شهر جایگاه ویژهای یافت؛ مثلاً تکرار ایوانها در بناهای دور میدان نقش جهان به منظر ایوان، نظمى یکدست و تازه بخشید. همزمان با دورة عباسى و بعد از آن ایوانسازی به شیوة اصفهانى در بناهای معتبر و میدانهای بزرگ شهرهای ایران از جمله کرمان رواج یافت.
کاخ عالی قاپو
ب ) تغییرات در پلانها (ته رنگها):
در شیوة اصفهانى ته رنگ بناها نسبت به شیوههای قبل سادگى بیشتری دارند. در بیشتر بناها حتىالامکان کل ته رنگ در شکلى چهار گوش یا چند ضلعى خلاصه شده است و در آنها کمتر طراحى آزاد دیده مىشود، مگر در بخشهایى که ناچار به تغییر محور بودهاند، مثل وضع قرار گرفتن مسجد امام اصفهان نسبت به میدان نقش جهان؛ با این همه، خود مسجد در مجموع ته رنگى چهارگوش دارد
عوامل بنیادین ساده گرایی در خود شیوه اصفهانی نهفته است . این شیوه در حیطه نظام متحول جهانداری اوایل دوره صفوی که از سنت جهانداری مغولی فاصله می گرفت و داعیه نو پردازی داشت قوام یافته و به یاری کمال شناختی و زیبا شناختی برخاسته از تحول به نوعی سادگی متناسب با خطوط روشن اهداف سیاسی اجتماعی دست یافت. در دوره شاه عباس اماکن عمومی مانند بازارها ، گذرها ، قهوه خانه ها پیوسته به مجموعه کاخ ها ، فاصله بعید میان مردم و اشراف درباری را تعدیل می بخشید و پای آن را تا حدی که نظم و محدودیت درباری اجازه می داده است به اماکن عمومی باز می کند .
ج) تغییراتدر پوششها و جایگذاریپایهها و دیوارها:
پژوهشگران رواج طاقهای منحنى و گنبدهای ایرانى را مربوط به دوران ساسانى مىدانند که به مثابه ی یکى از عناصر مهم و اساسى معماری بهدورة اسلامى می رسد.
در دورة ساسانى برای اجرای طاقها قالب نمىبستند و آنها را با روشهای ضربى و رومى و یا با آمیزهای از آن دو مىزدند که در دورة اسلامى نیز همین روش به کار رفته است. در اجرای گنبدها در دورة ساسانى از چفدِ استفاده مىکردند که بسیار مقاوم بود. ولى در دورة اسلامى برای دستیابى به ارتفاع کمتر در طاقها و گنبدها از چفدهای جناغى که از تقاطع دو بیضى پدید مىآید، استفاده کردند. به تدریج در معماری اسلامى انواع چفدهای جناغى با توجه به وسعت دهانه و میزان باری که روی طاق مىآمد، در پوششها به کار گرفته شد.
مقاومترین چفدی که از آن در پوشش دهانههای بزرگ – مانند پیشان مسجدها – استفاده مىشد، چفد چمانه بود که خیزی بیش از نصف دهانه داشت ، اما در شیوة اصفهانى گاه این نظم دیرین که بر مبنای اصول ایستایى استوار است، نادیده گرفته شده، و به جای آن از چفد «پنج او هفت تند» که نسبت به چفد چمانه قدرت باربری کمتری دارد، به کار رفته است و گاه در پوشش دهانههای وسیع به جای استفاده از چفدهای باربر، چفدهای غیرباربر و آمودی چون «پنج او هفت کند یا کفته» اجرا گردیده که به رانش دیوارها و شکست طاق منجر شده است. این اشتباه در پوشش بازارهای گنجعلىخان کرمان و باغشاه فین کاشان شکست و ریزش طاقها را در پى داشته است.عدول از اصول ایستایى تنها به همین جا خاتمه نیافته، گاه در بعضى از ساختمانهای مهم و کلاسیک دیوارهای باربر یا ستون در طبقة بالایى یک بنا، به جای آنکه در امتداد دیوار باربر یا ستون طبقة زیرین ادامه یافته باشد، مستقیماً روی تیزة پوشش طبقة زیرین قرار گرفته است. گرچه تیزة طاق نسبت به سایر قسمتهای آن مقاومت بیشتری دارد، اما با همة مهارت در اجرا باید آنرا عدول از اصول منطقى معماری دانست. نمونة این اشتباه در کاخ – موزة چهل ستون و هشت بهشت اصفهان با بررسى نقشههای طبقة همکف و اول و تطبیق آن دو بر روی هم قابل رؤیت است پیرنیا گرچه این ایرادها را مىشناسد و از آنها به عنوان ضعف اساسى این شیوه یاد مىکند، نهایتاً آنها را معلول بىپروایى و بىباکى معماران آن دوره مىداند
گرچه بىپرواییهای چند معمار در چند منطقه را در یک دورة تاریخى نمىتوان ضعف شیوة معماری آن دوره به حساب آورد، ولى چون این پدیدهها در بناهای کلاسیک و مهم این دوره در اوج شکوفایى این شیوه رخ مىدهند، به هر صورت درخور توجهند. در شیوة اصفهانى گوشهسازی زیرگنبدها سادهتر مىشود. بهترین نمونة آن در مسجد شیخ لطفالله قابل مشاهده است.
نمای داخلی کاخ عالی قااپو
د ) گنبدها :
گنبدسازی در شیوة اصفهانى از لحاظ ساخت و ساز تغییر چندانى نمىکند. گذشته از سادهتر شدن گوشههای زیر گنبد، ساقة گنبد نسبت به «اربانه» (= گریو کوتاه) در گنبدهای شیوة آذری کشیدهتر مىشود و به صورت «گریو» (= گردن) درمىآید که غرض عمدة آن عظمت بخشیدن بیشتر به بنا و استفاده از نور بیشتر برای داخل فضاست به پیروی از همین شیوه و ترکیب و همخوانى با گنبد، گلدستههای مساجد نیز سادهتر، ظریفتر و باریکتر از گلدستههای قدیم مىشوند. گنبدها و گلدستههای مسجد امام و مسجد شیخ لطفالله با مساجد مربوط به شیوههای پیشین از این حیث قابل مقایسهاند.
آمودها (تزیینات یا الحاقات غیرسازهای( :
در شیوة معماری اصفهانى آمودها با الهام گرفتن از کم و کیف رستاخیز هنری، و به مقتضای ساختار کالبدی بناها به طرزی نو اجرا مىشوند:
الف – کاشى هفت رنگ:
کاشى هفت رنگ از ابداعات دورة عباسى است که پس از یک دورة طولانى معرقکاری در معماری ایرانى در بناهای کلاسیک اصفهان به کار مىرود. صفحات منقوش و بههم پیوستة کاشیهای نما و تَرْکهای نگارهدار گنبدها، با رنگهای بدیع و گل و بوتههای استیلیزه شده و نقشهای اسلیمى و هندسى آذین مىشوند.
کاشیهای هفت رنگ از لحاظ دوام نسبت به کاشى معرق عمر کوتاهتری دارند، اما ترکیب نقوش و رنگ آنها از جلوههای زیباشناختى و نیز از مختصات شیوة معماری – هنری اصفهانى است که همزمان با دورة عباسى و پس از آن در بسیاری از بناهای کلاسیک ایران به کار گرفته شده است.
گدار که کاشیهای این دوره را به خوبى مىشناسد، مىگوید: این نوع کاشى دوام و ارزش کاشى معرق را ندارد، اما چون نظر بر این بوده که منظر عمومى بنا آبى باشد، کاشى هفت رنگ بیشتر مطلوب بوده است. وی مىافزاید: در سطح خارجى گنبدها که نیاز به دوام بیشتر در جهت تقابل با عوامل جوی دارد، از این نوع کاشى استفاده نشده است.
کاشیکاری درون مسجد شیخ لطفالله
ب – رنگ:
رنگهای به کار رفته در پوششها و آمودهای بناها یکى از ملاکهای شناخت دورة تاریخى آثار، و نیز یکى از عناصر ارزیابى ذوق و پسند کلاسیک و عمومى اهل فن و هنر و عامه در هر دورة تاریخى است. در آثار قوام یافته با شیوة اصفهانى رنگهای مسلط آبى، فیروزهای، لاجوردی، سفید شیری، نخودی پخته و طلایى است.
پس از شاه عباس جلوة کلى بنا که آبى رنگ بود، تغییر یافت؛ حتى در زمان شاه سلیمان طرحها غالباً ناهماهنگ شد و رنگهای قرمز و زرد و نوعى نارنجى زشت جای بیشتری گرفت. گرچه در اواخر دورة صفوی برای بازگشت به هنر دورة عباسى کوششهایى شد و آخرین بنای مشهور این دوره «مدرسة مادرشاه» نمونة عالى رجعت به معماری و هنر دورة عباسى است،
با اینهمه، انحطاط قطعى آغاز شده بود .
ج – نقش بر دیوار:
از مختصات هنری دورة عباسى احیای نقش بر دیوار است که با فضاسازی و مکان گزینى شیوة معماری اصفهانى، تجدید حیات آن ممکن شد. نقشهای روایتى بر دیوار کاخ چهل ستون و نقشهای نفیس تزیینى بر دیوار کاخهای صفوی هر یک نمونهای ارزشمند از هنر متحول نگارگری ایران در آن دوره است.
عموم محققان از این بخش از هنر آمودی این دوره بهسادگى گذشتهاند و اگر از اشارات پوپ و برخى دیگر بگذریم، هیچ نشانهای از تأمل و مطالعه در این هنر احیا شده در شیوة اصفهانى نمىبینیم
د – نورپردازی:
تنظیم نور با توجه به جهت تابش آفتاب و رعایت سنت درونگرایى در بناهای ایرانى صورت گرفته است. دور گردن بلند گنبدها نورگیرهایى تعبیه شده است که هم سنگینى نما را متعادل مىکند و هم نور کافى و غیرمستقیم به داخل مىدهد. نور گیرها در بسیاری از بناها به صورت گلجام است. در نمای خانهها برای هدایت نور غیرمستقیم به درون و جلوگیری از اشراف خارج به حریم خانه، از شبکههای چوبى یا شبکههای آجری «فخر و مدین» استفاده شده است. پوپ مىنویسد: نورپردازی یکى از ویژگیهای چشمگیر مسجد شیخ لطفاللهاست. وی به پنجرههای مشبک در ساقة گنبد توجه دارد که شامل نقشهای زیبای اسلیمى است.
سقف عمارت هشتبهشت
ه – آینهکاری و گچبری:
آینهکاری در تالارها و طاق سردرها از آمودهای ابداعى شیوه اصفهانى است که با طرحهای متنوع اجرا شده است. گچ تراش یا گچ معرق نیز از یادگارهای معماری اصفهانى است که در برخى از بناهای حوزة مرکزی ایران مورداستفاده قرار گرفته است. از نمونههای بر جای مانده مىتوان مسجد میدان ساوه، محراب زیر گنبد مسجد جامع ساوه و کتیبة ایوان اصلى مشهد اردهال کاشان را نام برد .
و – آجرچینى و آمودهای چوبى:
در این دوره در نماسازی با آجر، برای زیبایى بیشتر استفاده از آجر تیشهداری شده و آب ساب معمول شد. اینگونه آجرکاری گرچه نسبت به شیوههای پیشین جلوة بیشتری داشت، ولى از دوام آن مىکاست. پیرنیا به این نوع آجرچینى اشاره مىکند و به مقایسة آن با آجر آب مال و پیش بر متعلق به شیوههای پیشین مىپردازد و نظر به بىدوامى آجر تیشهداری آن را از ضعفهای این شیوه مىشمارد . استفاده از قوارهبری (برش چوب بهصورت منحنى) نیز در این دوره معمول شد و تنوع و تازگى آن موجب شد که گاه برش آجر نیز در استفادة تزیینى به صورت قوارهبری صورت گیرد. قوارهبری در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان رواج یافت و پس از یک دوره رکود مجدداً رونق گرفت.نمونة قوارهبری در خانههای قدیمى واقع در جلفای اصفهان قابل بررسى است.تزیینات چوبى نهتنها در درها به صورت کندهکاری و طراحى، بلکه در پوشش داخلى سقفها بااستفاده از انواع قاببندیها و پوشش چوبى ستونها با اشکال تازه به کار گرفته شد. محققان غربى کمترین اشارهای به نوع آجرچینى با قوارهبری ندارند و برخى از آنها تنها زیبایى تزیینات چوبى را ستودهاند .
بطور کلی ویژگی های سبک اصفهانی (تزئینیترین سبک معماری ایرانی) این چنین است:
۱- پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
۲- پلان ایوانی
۳- مصالح مرغوب و بادوام
۴- در تزئینات بناها از کاشی خشتی، هفترنگ، مقرنس کاری، یزدیبندی، کاربندی یا رسمیبندی استفاده شده است.
بناهای سبک اصفهانی:
۱- کاخ چهلستون در قزوین
۲- کاخ عالیقاپو در قزوین
۳- کاخ صفیآباد در بهشهر مازندران
۴- مسجد هارون ولایت در اصفهان
۵- مسجد علی در اصفهان
۶- مسجد جامع ساوه
۷- میدان نقش جهان
۸- کاخ چهلستون در اصفهان
۹- کاخ هشت بهشت در اصفهان
۱۰- مدرسهی چهار باغ اصفهان یا مدرسهی مادرشاه
۱۱- مسجد حکیم اصفهان
۱۲- تالار اشرف در اصفهان
۱۳- مجموعهی گنجعلی خان در کرمان
۱۴- پل الله وردی خان (سی و سه پل)
۱۵- پل خواجه در اصفهان
۱۶- پل رودخانهی کوی
۱۷- باغ فین کاشان
۱۸- کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه
۱۹- کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده
۲۰- کاروانسرای امینآباد در شیراز – آباده
۲۱- کاروانسرای دهبید در شیراز
۲۲- کاروانسرای زینالدین در یزد – کرمان
۲۳- کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز
۲۴- کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)
۲۵- کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)
۲۶- کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)
۲۷- کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)
۲۸- کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)
۲۹- کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)
۳۰- کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)
۳۱- کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم
۳۲- کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)
۳۳- کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان
0- کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 14:38 توسط عدنان
|
سلام عدنان هستم دانشجوی رشته معماری و طراحی داخلی این وبلاگ رو برای بالا بردن سطح اطلاعات هم رشته ای هام ایجاد کردم.